السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
188
جواهر البلاغة ( فارسى )
و قولهم : « تجوع الحرّة و لا تأكل بثدييها » « 1 » و سخن آنان : « زن آزاده گرسنگى مىكشد و به وسيلهء دو پستانش خود را تغذيه نمىكند . » توضيح : در زمان قديم زنها گاه اجير مىشدند براى شير دادن بچهها و مزد دريافت مىكردند ، اين مثال به آن روش توجه دارد . و قولهم لمن يريد ان يعمل عملا وحده و هو عاجز منه . « اليد لا تصفّق وحدها » به كسى كه مىخواهد به تنهايى كارى را به انجام برساند و نمىتواند مىگويند : « اليد لا تصفّق وحدها » يك دست صدا ندارد . « تصفيق » : كف زدن ، دست برهم زدن . « 2 » و قولهم لمجاهد عاد الى وطنه بعد سفر : و به رزمندهاى كه پس از سفر به ميهن خويش بازگشته است مىگويند : « عاد السّيف الى قرابه و حلّ الليث منيع غابه » شمشير به نيامش برگشت ، و شير در بلنداى بيشه جاى گرفت . « قراب » : به كسر اول به معنى غلاف و نيام شمشير است . « منيع » : بلندا ، جاى رفيع . « غاب » : بيشه . و قولهم لمن يأتى بالقول الفصل : به كسى كه سخن نهايى ، حرف آخر و كلام جداكنندهء حق از باطل را مىآورد مىگويند : « قطعت جهيزة قول كلّ خطيب » « 3 » جهيزه سخن هرسخنورى را قطع كرد .
--> ( 1 ) - اجراى استعاره در آن چنين است : هيئت مردى كه ريشه و تبار او ارجمند و نفسش گرانقدر است و هنگامى كه قدمها مىلغزد او پستىها را بر مصيبتها برترى نمىدهد ، تشبيه شده به هيئت زنى كه در هنگام فقر برترى مىدهد گرسنه ماندنش را بر اينكه براى شير دادن [ بچهاى ] اجير گردد . [ و مزد بگيرد ] و جامع در هردو ترجيح زيان بر سود است ، و سخنى كه براى مشبّهبه وضع شده به شيوهء استعارهء تمثيليه براى مشبّه استعاره آورده شده است . ( 2 ) - اجراى استعاره در آن چنين است : هيئت كسى كه مىخواهد كارى را به تنهايى به انجام رساند و نمىتواند ، تشبيه شده به هيئت كسى كه مىخواهد با يك دست كف بزند . جامع هردو عجز و ناتوانى است ، و كلامى كه براى مشبّهبه وضع شده به شيوهء استعارهء تمثيليه براى مشبّه استعاره آورده شده است . ( 3 ) - اصل اين مثال اينگونه بوده است : قومى گرد آمده بودند براى اينكه دربارهء صلح بين دو قبيله از عرب كه مردى از آنان مردى از قبيلهء ديگر را كشته بود ، باهم مشورت كنند . هنگامى كه سخنورانشان سخن مىگفتند ، ناگهان كنيزى به نام « جهيزه » پيشآمد و به آنان خبر داد كه اولياء مقتول به قاتل دست يافتهاند و او را كشتهاند ، آنگاه يكى از آنان گفت : « قطعت جهيزة قول كلّ خطيب » و اين سخن مثل گشت .